السيد الطباطبائي

10

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

در عين حالى كه در بين درس نيز به قدر كافى بحث و گفتگو به عمل مىآمد ، و ليكن بعلّت تراكم جمعيّت صلاح نبود كه اشكالات و ايرادات از سطح معمولى درس بالا رود ؛ بنابراين براى روشن شدن بعضى از مطالب ، پيوسته ما پس از خاتمهء درس تا در منزل به همراه ايشان مىرفتيم ؛ و در راه همواره گفتگو بود . عشق و علاقهء ما به ايشان زياد شد ؛ و چون مردى ساده و بزرگوار و خليق و با حيا و بىآلايش بودند ؛ عينا مانند يك برادر مهربان و رفيق شفيق با ما رفتار مىكردند ؛ عصرها در حجره مىآمدند ؛ و هر روز يكى دو ساعت را علاوه بر درس رسمى ، براى ما گفتگوهائى از قرآن مجيد و معارف الهيّه داشتند . علاوه بر درس فلسفه يك دوره از هيئت قديم را براى ما درس دادند ؛ و درس تفسير را نيز براى ما شروع كردند . بارى عظمت و ابّهت و سكينه و وقار در وجود ايشان استقرار يافته ؛ و درياى علم و دانش چون چشمهء جوشان فوران مىكرد ؛ و پاسخ سؤاالها را آرام آرام مىدادند ؛ و اگر چه بحث و گستاخى ما در بعضى از احيان بحدّ اعلا مىرسيد ؛ ابدا ابدا ايشان از آن خطّه مشى خود خارج نمىشدند ؛ و حتّى براى يك دفعه تن صدا از همان صداى معمولى بلندتر نمىشد ؛ و آن ادب و متانت و وقار و عظمت پيوسته بجاى خود بود و جام صبر و تحمّل لبريز نمىگشت . و گهگاهى از حالات بزرگان و اولياء خدا و مكتب‌هاى عرفانى براى ما بياناتى داشتند ؛ بالاخصّ از استاد نجف خود در معارف الهيّه و اخلاق : مرحوم سيّد العارفين و سند المتألهين آية اللّه الوحيد آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى رضوان اللّه عليه ، براى ما بيان مفصّلى داشتند ، كه بسيار براى ما دلنشين و دلپسند بود ؛ و مجالس ما با ايشان علاوه بر اوقات دروس رسمى ، در شبانه روز گاهى به دو و سه ساعت مىرسيد . شيفتگى و عشق و علاقه ما به حضرت ايشان به حدّى رسيد كه براى انس و ملاقات بيشتر ، و استفاده و استفاضهء افزون‌تر ، حجرهء مدرسهء را ترك نموده و در قرب منزل ايشان اطاقى اجاره كرديم و بدانجا منتقل شديم ؛ و بطور مدام و مستمر يكى دو ساعت بغروب مانده و بعضى از اوقات تا پاسى از شب گذشته ، ايشان براى ما از مواعظ اخلاقىّ و عرفانىّ بياناتى داشتند ؛ و در فصل بهار در باغ قلعه كه در قرب منزل بود مىآمدند و براى ما و يكى دو نفر از رفقاى ديگر از سيره و روش فلاسفه الهيّه اسلاميّه و از مسلك علماى